تبلیغات
⊙ چرت و پرت ⊙
 
درباره وبلاگ


زبان بیش از آنکه حقیقت را آشکار
کند،آن را پنهان میکند؛

در نتیجه انسان ها مدام حرف های
یکدیگر را نمیفهمند و درباره ی هم
بد قضاوت میکنند.

در دنیایی که با ترجمان غلط احاطه
شده، تعصب نسبت به هر موضوعی
بی فایده است زیرا ممکن است حتی
قوی ترین اعتقادات و باورهای ما هم
حاصل یک بدفهمی ساده باشد زیرا:

(( زیستن یعنی تغییر و
جابه جایی بی وقفه رنگ ها)).
.
.
.
ملت عشق اثر الیف شافاک
انتشارات دویار ص 241


مدیر وبلاگ : آرامش #
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
⊙ چرت و پرت ⊙
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
یکشنبه 21 مرداد 1397 :: نویسنده : آرامش #




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 20 مرداد 1397 :: نویسنده : آرامش #
تصمیم سختیه

منم و دلم و عقلم و...
دلم میگه یه عمری آرزوت بوده نویسنده بشی برا خودت زندگی کنی
تو لحظه زندگی کنی
انسانیت و شرفت از همه چی برات مهمتر باشه

عقلم میگه اینروزا اگه پول نداشته باشی قد یه پشه هم تو جامعه ارزش نداری
یه مسافرت ساده نمیتونی بری دیگ بگیر و برو که بقیه زندگیتو میخوای چیکار کنی...

از یه طرف میخوام آزاد زندگی کنم
و از طرفی وقتی به اطرافم نگاه میکنم میفهمم ک چقدر پول واجبه شاید واجب تر از دلم...


من میخوام مستقل باشم چیزی که از همه بیشتر ازش بدم میاد سربار بودنه
ولی آیا واقعا با روانشناسی یا زبان میتونم اینکارو بکنم؟


اصلا الان کار درست چیه؟؟؟

متنفرم از فکر کردن به جواب این سوال...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 17 مرداد 1397 :: نویسنده : آرامش #
امروز رفتم تا کمی مشاوره بگیرم
از وقتی دهمنو باز کردم حرفهای بچگانه زدم
و اشک ریختم تا لحظه آخر
اونم فقط گفت دلت رو دنبال کن-اصرار داشت برم ملی...
-گاهی ... خوب من "خیلی گاهی" وقتا خجالت آورم-

خدای من بهم کمک کن
بهت نیاز دارم
بهم کمک کن درست انتخاب کنم
خدا جون شکرت
ازت ممنونم برای همه داده هات
و همه نداده هات
میدونی اینبار میخوام برای چیزایی
که بهم ندادی بیشتر شکر کنم
شکرت برای همه‌ی نداده‌هات ،شکر...
خدایا هرچی صلاحم نیست بهم نده
هرچی میدونی صلاح و محبتت توشه بهم بده،آمین...
.
.
.
خدایا هوای دل شکسته ها رو داشته باش و بر اون آدم رحمتت رو فرو بریز اون سخت به رفاقتت محتاجه بهش صبر و استقامت و آرامش بده،آمین...
.
.
.
خدایا تو زود تر راضی میشی...
الهی نذار خورشیدم ازم ناراضی بمونه
دلشو باهام صاف کن
کمکم کن رضایتشو به دست بیارم...
.
.
.
خدایا سایه همه پدر مادرا رو سر بچه هاشون حفظ کن،آمین...
.
.
.
خدایا من خیلی کم و احمق و کوته بینم
به مقام اعظمت منو ببخش...
.
.
.
العجل یا جلوه ی نور خدا
العجل یا امید
یا نجات
یا غریب الغربا...
ای امام زنده که ناجوانمردانه خود را در مورد حضورت به فراموشی میزنم
تو هستی و من در فکر معشوق دگرم؟
هیهااااااات هیهاااااات از دل ویرانه
شرم باد آنکه را که وقتی تو در نظرش میایی میگوید توهم است....

من رسوای عالمم
من ای امید
گاهی تو به یادم میایی
و در دلم نور امید میتابد
تو که بیایی ...
سعادت و امید و نور میاید، بیا...






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 15 مرداد 1397 :: نویسنده : آرامش #
_به خدا یادم نرفته
میدونم احمقم خیلی مشکل درست کردم
اما اگه تو راضی نباشی بگو هاروارد ،به دلم نمیشینه
بعدا تو فقط با این مسئله کنار میای
اما من خوب میشناسمت خوب میدونم حسرتش یه عمر رو دل زخم خوردت میشینه‌
من ازت شرمنده ام
من واقعا بچه بودم درکی از موقعیتم نداشتم
هرچند این حرفا بار مسئولیت منو در مقابلت کم نمیکنه
من شرمنده همه اعتمادی‌ام که بهم داده شد و قدر نفهمیدم
به درک که شرایط بقیه مثه من نیست من مشکلام هزار برابر بوده اما مردانگی شما هم در حقم میلیون ها برابر بوده

این مسئولیت که الان روی شونه هامه جواب تمام تحقیر‌ها و توهین ها و کتکها و بدبختی ها و گرسنگی هایی هست که برای این کشیدی که من با اون بوت ها اونجا وایستم و بهت زنگ بزنم
و تو بگی آخیش همه‌ی بدبختی‌هام بالاخره ثمر داد
تو ... بجز شرمندگی چی دارم که بهت بدم؟
خدایا کمک کن این کسی رو که رهاش کردی
منو به حال خودم واگذاشتی و الان به این ته خط رسیدم
برای آخرین بار ... میشه کمکم کنی؟
به حق تمام اون اشک ها قسمت میدم،میشه؟




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 1 مرداد 1397 :: نویسنده : آرامش #
مسئله اینجاست:
???what do you wana do


راستشو بخوای تمام درد منم همینه
من تنبل یا اهمال کار یا چمیدونم از اینجور آدما نیستم
من فقط واقعا نمیدونم چی میخوام

_احمقانه است اما نکنه چون خردادیم؟_
خوب هویجوری اینو گفتم
ولی واقعا اگه تو این همه سال یه درصد خودمو شناخته باشم
از خودم قاطی پاتی‌تر نمیشناسم
یعنی...
من چی دوس دارم؟
چی باعث میشه صبح با ذوق و اشتیاق بخاطرش بیدار بشم
حتی قبلتر از صدای آلارم؟

بچه بودم چی دوس داشتم؟
رویام چیه؟

آه خدای من واقعا جوابی ندارم

وقتی بچه بودم دوس داشتم بزرگ که شدم همه چیز داشته باشم
یعنی اینقدر پولدار باشم که هواپیمای شخصی داشته باشم
همه چیز برای پدر و مادرم بخرم
تمام روزای سختمونو جبران میکنم
گریه نکن مامان بالاخره وقتی یه روز بزرگ شدم گریه‌‌هات تموم میشه
غصه نخور بابا وقتی اون روز بزرگ شدم دیگه نمیذارم کار کنی
برات یه قصر میخرم
برات ماشین آخرین سیستم میخرم


...برات همشو جبران میکنم
همه آرزوهایی که هنوز یادته
همه آرزوهایی که هرگز فراموششون نکردی

من فراموش نکردم
یادمه ...
همه گریه هاتو
هه زحمتاتو
همه عرقهایی که با گرو گذاشتن جوونیت و آرزوهات برای من ریختی
برای اینکه من...
من بتونم رویا داشته باشم
بتونم آرزو کنم و بهش برسم
درست برعکس تو

همه اونا بخاطر من بود
و من....

و تو میگی شبها وقتی من از فکر فیلمهام خوابم نمیبره
وقتی کبک‌وار تصمیم دارم به زندگی با سر زیر برفم ادامه بدم
تو از ترس خوابت نمیبره

از ترس ....
تو تا صبح به من فکر میکنی
و از ترس خوابت نمیبره
و من....

من هرچی هم خودمو به خواب و فراموشی بزنم بازم
نه گریه هات یادم میره و نه گریه هام

من همه رو یادمه
علی رغم تلاشم برای فراموشی همه رو یادمه
اونقدری که حتی اگه مرض فراموشی هم بگیرم
فکر نکنم اون قسمت از خاطراتم پاک بشن

آرزوی من؟
تا اون‌جا که یادمه آرزوم رضایت تو بود
میدونی شاید فکر کنی بی تفاوتم
و شاید خودم فکر کنم برام مهم نیست
ولی واقعیت اینه که امروز شکستم...

شکستم وقتی گفتی ازم راضی نیستی حالا خودم میدونم

من ...
میدونم عذرخواهیم ارزشی نداره
ولی بابا... متاسفم که هنوز در کمال ناامیدی بهم اعتماد داری
مامان متاسفم...
متاسفم برای بی ارزش کردن تمام اشک هات
تمام لبخند هات 
و تمام بار هایی که باید از دوشت بر میداشتم
ولی اونو سنگینتر کردم
حالا باید بار بی کفایتی منم به دوش بکشی

حالا تمام سنگینی بی ارزش بودن من روی دوش شکسته توه
و من...

حتی لیاقت عذر خواهی هم ندارم....






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 28 تیر 1397 :: نویسنده : آرامش #
مسئله پوشش...

امروز عصر با "پ" جانم رفتیم خیابون گردی
جاتون خالی خیییییییییییلی خوش گذشت
یکم چرت و پرت فانتزی خریدم که خیلی دوسشون دارم
یه تیشرت جغدی طوسی با چندتا کش رنگی رنگی
خیلی وقت بود برای خرید اینقدر ذوق نکرده بودم خیلی حال داد

خلاصه جاتون خالی...

مسئله اینجاست که کلی هم دختر بلیز شلواری خوشگل دیدم
که به شخصه اگه پسر بودم بدم نمیومد با چند تاییشون قرار مرار بزارم

البته اینقدر خوشکل و باحال بود لباساشون و آرایشاشون که هوس کردم یه مدت مثل اونا باشم

من یه پایه ثابت فیلمای هالیوودیم
کسایی که تو این فیلمهان خانم هایی هستن که خیلی زیبا و خوش لباس و خوش آرایشن
خیلی هم لارژ و راحتن _تو روابط کاری و شخصی و همه جوره کلا راحتن  _

نکته جالب اینجاست که در عین حال موفق و مستقل اند و روابط خیلی خوبی هم دارند

از طرف دیگه من با اینکه چادری نیستم ولی چادر رو خیلی دوست دارم ،حتی فکرش هم آرامش بخشه...
حالا سر دو راهی موندم چادر ؟ حجاب؟ بلیز شلوار؟_ اِ؟ شد 3تا؟_

اینا که اینطورن تا اونجا که من اطرافم دیدم  از لحاظ تحصیلات و سطح خانواده
و خلاصه موقعیت اجتماعی آدمای کمی نیستن_البته از اقشار متفاوتی هستن گاها_
ولی در کل منظورم اینه که زندگی معمولی دارن 

حالا این سوال پیش میاد که حالا که اینطوره من چرا باید حجاب رو انتخاب کنم؟ چرا واقعا؟

شعار های انتخاب حجاب و اینا الان خیلی کلیشه ای به نظر میرسه...

_بازم با این حال من حجاب رو بیشتر دوس دارم اما... _



















نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 22 تیر 1397 :: نویسنده : آرامش #
عشق؟
من خیلی بهش معتقد نیستم
تا حالا عشق ندیدم
منظورم عشق بین یه خانم و آقاست
یعنی چی اصلا؟

یه خالص خالصش ممکنه وجود داشته باشه؟
دور از کلیشه های احمقانه
صادقانه و پاک
به دور از ظواهر
به دور از جاه طلبی و مقام

بی هیچ دلیلی

یعنی مثلا بپرسه چرا من؟
بگی فقط چون تویی
یا بپرسی چرا من؟
بگه فقط چون تویی

عشقی که هیچ خودخواهی توش نباشه همه چیزو فقط برای اون بخوای،اونم همه چیزو فقط برای تو بخواد





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 22 تیر 1397 :: نویسنده : آرامش #
آروم باش...
تا کی میخوای تا یه دکتر دیدی بزنی زیر گریه؟
تا کی میخوای اینقدر شرمنده باشی؟
تا کی میخوای اینقدر از خودت و خانوادت و اطرافیان خجالت بکشی؟

تا کی میخوای اینقدر احساس گناه کنی؟
تا کی میخوای تا یه چیز لاکشری دیدی خودتو سرزنش کنی که نمیتونی اونو برای خانوادت فراهم کنی؟
...
داداش سالم داشتنم یه همچین حسی داره...
...
جای اونم من باید پر میکردم...


خدای من چقدر برای بهترینهام کم گذاشتم...

چقدر کم گذاشتم....
چقدر کم گذاشتم...
چقدر کم گذاشتم...

حیف از زحماتی که برام کشیدن ... حیف...

احساس گناه و شرمندگیه که تمام قلبمو گرفته...

و ... تا حالا کسی رو دیدین که با دیدن آمبولانس گریه کنه؟
....
و پر از پوچیِ هیچم
پوچِ پوچِ پوچ...






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 20 تیر 1397 :: نویسنده : آرامش #
میگه تو هیچی نمیکنی
هیچی نیستی
مایه آبروریزی منی
بی عرضه ای
بی غیرتی
فقط به درد مردن میخوری
واقعا اینجوریه؟
و من مثه دختر بچه های احمق میزنم زیر گریه
و از خودم متنفرم
از خودم متنفرم
از صدای داد متنفرم
از هوار متنفرم
از دیوونه ها متنفرم
از فحاشی متنفرم
از زندگی متنفرم
و از احمق و ساده بودن متنفرم
من از همه چیز متنفرم

از این به بعد باز هم دروغ میگم
دروغ خوبه
دروغ بهتره از حقیقتی که به عمد هضم نمیشه
من از بی منطقی بیزارم

فاطمه چشه؟
شرط میبندم  ...

گناه من،گناه منه نه کس دیگه
ته تهش همه میمیرن نه؟ منم رو اون همه

اگه من دکتر نشم دنیا بهم میریزه؟
یا خدا همه رو نابود میکنه؟
یا همه میمیرن؟

من فقط برای یه مدت خودمو گم کردم
این تا حالا برای کسی اتفاق نیوفتاده؟
هرکسی خودشو یادش بره طردش میکنن؟

من که نه معتاد شدم نه کسی روکشتم
چیزی هم که ندزدیدم
من مطمئنم خلاف شرعم نکردم

فقط قاطی کردم همین...

اگر اینقدر براشون مایه ننگم پس کاش بمیرم
به خدا دیگه دارن الکی گیر میدن

آخه من مایه ننگم ...همین...







-----------------------خسته شدم------------------------------------- -   --- --    - - -- -




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 16 تیر 1397 :: نویسنده : آرامش #
مرگ
اون چیزی که زندگی نکردی
رو ازت میگیره
نه اون چیزی که زندگی کردی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 16 تیر 1397 :: نویسنده : آرامش #
زندگی
تعداد نفسی که میکشی نیست
لحظاتیه که نفست تو سینه حبس میشه...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 16 تیر 1397 :: نویسنده : آرامش #
... 
یه هفته گذشته
اوضاعم الان آرومه خدا رو شکر
این یه هفته از حال خیلی بدم تقریبا رد شدم
الان حالم بهتره
دیروز صبح بود فکر کنم
خواب دیدم یه بچه تپلو دارم
سفید و گرد و با نمک بود
با پاهای تپلی ^__^
میدونی که کلا خیلی بچه دوس ندارم ولی
یه حسی بهش داشتم یکم مثل حسم به عسلم...
حس غریبی که دل آدم یه آشوبِ عجیبی میشه
...
ماشینو بعد سالها تمیز کردم
خییییییییییییییییییلی کثیف بود
...
امتحان عملی نقاشی و بازیگری نوشتم
اره میدونم احمقانه است ولی خب...
خودمم نمیدونم چرا اینکارو کردم
...
 شب بخیر رفیق جان




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 7 تیر 1397 :: نویسنده : آرامش #
امروز هنر بود حال ندارم در موردجزئیات بگم
فردا تجربی و زبانه برام دعا کن
امروز از اهل محل اونجا خواستم برام دعا کنن
عجیب جواب داد
یه شعری بود تو تستا نوشته بود 
-از مرگ عدو خوشحال نمیشم چون بالاخره خودمم در نهایت جام همونجاس-
شعر سنگینی بود
.
.
.
... خب میدونی؟
الان همه چی خیلی تاریک به نظر میاد
انگار که راه امیدی نیست
ولی همیشه تا خدا هست امیدم هست
پس آدم هرگز نباید ناامید بشه
.
.
.
در نومیدی بسی امید است      پایان شب سیه سپید است
.
.
الان اینطور حس میکنم که قرار نیس هرگز درست بشم
قرار نیست دیگه حس خوب داشته باشم
قرار نیست خیالم راحت باشه
ولی... گاهی زین به پشت گاهی پشت به زین
میگیری چی میگم؟

 دعا میکنم روزهای خوبی در انتظارمون باشه
مشکلاتمون حل بشه
حالمون به بهترین حال عوض بشه








نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 7 تیر 1397 :: نویسنده : آرامش #
... و اینجا تموم میشه
...حالم خوبه -جسمانی-
خدا اینبار هم کمکم کرد
امروز و فردا باید انجامش بدم
باید مسئول باشم
سخته ولی ... با فرار هیچی درست نمیشه
جیم ران این آدم میتونه کمکم کنه؟
برام دعا کن
خدایا ممنون که دیروز یه لحظه هم دستمو ول نکردی

H...................O...................P..................E




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 5 تیر 1397 :: نویسنده : آرامش #

.   .. . . . . .  . دیگه تحمل ندارم

واقعا دیگه تحمل ندارم. .  .

دیگه جون ندارم حتی در موردش فکر کنم...


یا مقلب القلوب والابصار
یا مدبر الیل و النهار
یا محول الحال والاحوال

حول حالنا الی احسن الحال

ربی احدی حول حالی... پلیز...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 5 تیر 1397 :: نویسنده : آرامش #
چیکار کنم؟

درمونش قطعا سیگار نیست

حتی اگه با اوپای گانگنامی با صدای بلند تا حد مردن برقصم بازم چیزی حل نمیشه

مطمئنم اگه 2000 کیلومتر هم با ماشین رانندگی کنم بازم حل نمیشه

اگه همه آهنگای دنیا رو هم گوش بدم بازم حل نمیشه

اگه همه ی فیلمای فوق العاده رو هم ببینم باز هم اتفاقی نمیوفته

درمونم چیه؟
...
...
...
.
.
.
میدونم چیه ،میترسم قبولش کنم
.
...
..
.
.
.
.

ولی اگه سعی دارم به جای قبول درمان واقعیم با این راهها درمان بشم
این اتفاق هرگز نمیوفته....
بهت قول میدم "شب"




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 5 تیر 1397 :: نویسنده : آرامش #
چقدر سخت جنگیدن فوتبالیستامون...

امروز برنامه American Idol رو دیدم
به این فکر کردم یعنی کسایی که میان تو این برنامه
-خیلیاشون تمام زندگیشون وقف موسیقیه-
این آدما دغدغه مالی ندارن؟
فکر نمیکنن دارن بیهوده زندگی میکنن؟
مگه نباید برن یه شغل ثابت پیدا کنن
که بیمه و حقوق ثابت و حقوق بازنشستگی و
خلاصه از این چیزا داشته باشه؟
چرا دارن وقتشونو هدر میدن؟
مثلا همین رونالدو
به خاطر وضعیت مالیش نباید یه کارمند خوب میشد؟

دارم از افسردگی میمیرم
خیلی واضحه؟

کنکور..........................................................................................................

بعد این چی سرم میاد؟ 
دکتر نرفتم هنوز...
هیچی برام مهم نیست
اگر بی سرو صدا از روی زمین محو میشدم
یا واقعا میتونستم تو افق محو بشم
خیلی خوب میشد
امید؟


خدایا بجز تو کسی رو ندارم تنهام نذار...








نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 3 تیر 1397 :: نویسنده : آرامش #




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 2 تیر 1397 :: نویسنده : آرامش #
ازت ممنونم

هر وقتی که فکر میکنم بهم گوش نمیدی

داری با دقت حرفامو میشنوی

هر بار که میخوام ازت ببرم

به روم میاری بودنتو

من...


مهربون ترین؟

چرا اینقدر باهام خوبی؟

مرسی که هستی...
مرسی که همیشه هستی
مرسی که همیشه هستی


من یه بازنده ام میدونم

ولی فک نکنم هیچوقت کم بیارم

هرچی هم که بشه تو همیشه هستی

حتی اگه منم نباشم تو هستی...

تا تو باشی هرگز کم نمیارم

شاید تا ته خط بدبختی برم شاید مرزهای پستی رو هم رد کنم اما...

تو کی هستی که منه کم بدرد نخور رو اینقدر دوست داری؟

حالا یکم میفهمم

اینکه میگن بعضیا دیوانه وار عاشقتن راسته

حالا یکم میفهمم که میشه دیوانه وار بینهایت بار برات مُرد و باز هم لبخند زد

تو ای نزدیک ترین .... . . م....






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 29 خرداد 1397 :: نویسنده : آرامش #
حس تاسف؟
فک نکنم....
بالاخره یه روز این اتفاق میوفتاد
و اون روز امروزه
و منه احمق هیچ تضمینی ندارم
اگه خدا کمکم کنه شاید بازم این کارو بکنم

شرط با خدا؟
هه
من از اون بدقولام
همیشه خلف وعده میکنم
پس حق شرط بستن با خدا رو هم ندارم....

فقط ...
خدایا...

پ.ن: شاید خدا بازم بهم رحم کرد و فردا بهت خبر خوب دادم هرچند لایقش نیستم
اما از رحمت خدا هیچی دور نیست...
ربی؟...



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 29 خرداد 1397 :: نویسنده : آرامش #
فردا برم دکتر؟

چی بگم اونوقت؟

به اندازه کافی شجاعت ندارم...

خدایا من بد کردم
تو پشتمو خالی نکن
به هیچکی به جز تو نمیتونم پناه ببرم...
خدایا...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 29 خرداد 1397 :: نویسنده : آرامش #
...

حتی نمیدونم چی باید بگم

من یه هیولام؟ ؟ ؟؟ ؟

چی شد که به اینجا رسیدم؟

حتی نمیتونم گریه کنم

پس واقعا یه هیولام

دیگه حتی یواشکی هم برام دعا نکن

خدا حتی یه لحظه هم به یه همچین هیولایی نگاه نمیکنه

من خودمم نمیتونم خودمو ببخشم

فقط از راه طولانی روبه روم میترسم

...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 29 خرداد 1397 :: نویسنده : آرامش #
ساعت الان ۱ دقیقه به ۲ صبحه

خوابم نمیاد

به نظرت یه روزی میرسه که رویاهامو واقعی کنم؟



درسته که فک میکنم هیچی نمیخوام


ولی در واقع خیلی چیزا میخوام
.
.
.

یه ماشین قدیمی ، مثلا یه کادیلاک سفید

یا یه شورلت قهوه ای شایدم یه هیلمن فیروزه ای

هه ... مثل قدیما...
.
چقدر با اون هیلمن قراضه خاطره دارم
.
خاطره هایی که انگار مال قرن ها پیشه...
.

میخوام پره ماشینم نوارای مختلف باشه

خارجی ایرانی کلاسیک جاز راک از اون قرطی سبکا بگیر تا سنتی های سنگین و قشنگ و....
.

بابا خیلی ازم مایوس میشه بعد این۱۰- ۱۲ روز
.
مسئول یه خانواده بودن خیلی کار سختیه
.
به نظرت یه روز به فانتزی هام لباس واقعیت میپوشم؟
.
.
.
من لوس نیستم
.
.
شایدم هستم...
.
یواشکی برام دعا کردی؟

 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 28 خرداد 1397 :: نویسنده : آرامش #
کاش میشد که نباشه

نباشم

ولی میدونی که کاش رو کاشتن ولی سبز نشد...
.
خیلی حالم بده

و من فکر میکنم

دیگه تا کجا قراره اینجوری باشه؟؟؟

حتی نمیخوام بگم برام دعا کن...
.
.
.
ولی تو به خدا نگو من گفتم ها

یواشکی برام دعا کن
.
بهش بگو من دیگه مستاصلم

بگو دیگه واقعا نابودم

بگو میدونم که میتونه

بهش بگو کمکم کنه
.
حالم خوب نیست
.
برام یواشکی دعا کن ... ... ... ..





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 27 خرداد 1397 :: نویسنده : آرامش #
سریال دوبونگ سون شیرزن رو هم دیدم.....

با مزه بود کلی خندیدم

دقیقا 12 روز دیگه است. ...

واقعا قراره اینجوری زندگی کنم؟

خیلی مسخره است

هیچ حس خاصی ندارم

فقط کاش ...

میدونم ، کاش رو کاشتن ولی سبز نشد ؛اوکی...

به نظرت روزهای بهتری هم خواهند اومد؟

یا بهتره اینجوری بگم: روز های بهتری خواهم ساخت؟

برام دعا کن رفیق 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 23 خرداد 1397 :: نویسنده : آرامش #
عاشق آهنگ بلاگم

یه چیزی بگم بهت بیاد.......................دوست دارم زیاد...........................
.
.
.

H...........................................E......................................L....................................P

پ.ن: عشق واقعا وجود داره؟
       منظورم یه دوس داشتن واقعیه
       بی دلیل همینجوری
       یعنی اینقدر دوسش داشته باشی که هیچ دلیلی نتونه عشقتو توضیح بده
       به نظرم بیشتر بهش میاد تو قصه ها باشه

       ؟؟؟ عشق؟ تو زندگی من؟ هه...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 23 خرداد 1397 :: نویسنده : آرامش #




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 23 خرداد 1397 :: نویسنده : آرامش #




نوع مطلب : فوتوگراف، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :








نوع مطلب : فوتوگراف، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 23 خرداد 1397 :: نویسنده : آرامش #
واقعا میخوام با زندگیم چیکار کنم؟

چ...........ی..........ک.............ا.............ر.............؟؟؟؟؟
.
احتیاج به کمک دارم اما نه از بیرون

من کمک خودمو احتیاج دارم

حداقل بعد این همه وقت این یه نکته رو فهمیدم

تنها کسی که میتونه کمکم کنه خودمم
.
لامصب این خیال پردازی دست از سرم بر نمیداره.................
.
به قول لئو - توی actualized.org - نباید انتظار داشته باشم همین

الان که آرزو میکنم ای کاش هدف زندگیمو میدونستم یه دفعه

سقف سوراخ بشه و یه جعبه ی طلایی که با پست سفارشی اومده

بیفته کف اتاقم و من درشو باز کنم و

توش نامه ای پیدا کنم که توش نوشته شده

هدفم چیه و باید از چه راهی برم و چیکار کنم و..................................
.
خیلی قاطی پاتی گفتم نه؟
.

منظورم اینه که نباید انتظار داشته باشم که یهویی هدفم بهم الهام بشه

انتظار مزخرف و نادریه

البته میشه امید داشت این اتفاق بیفته

ولی بهتره خودم بگردم و هدفمو پیدا کنم
.
باید روش زمان و انرژی بزارم

و هدفم-تا زمان پیدا کردن هدف-پیدا کردن هدفم باشه
.
دیشبم توی یه مجله خوندم که توی ابتدای بیست سالگی

مهم ترین هدف باید "توسعه ی خود" باشه

یعنی یه جورایی شکل دادن به شخصیت و

یاد گرفتن تلاش و خلاصه از اینجور چیزا...
.

راه رسیدن به دو مورد بالا هم که گفتم اثر مرکب هست

یعنی باید یه مدت طولانی-تا زمانی که واقعا یادش بگیرم-بچسبم

به کتاب اثر مرکباونوقت اگه اثر مرکبی پیش برم مطمئنم

راهمو پیدا میکنم و با قانون تکانه یه آدم موفق میشم

تو هر زمینه ای که بخوام

و عجیبه منی که به همه چی شک دارم به این اثر مرکب اعتقاد کامل دارم

اصلا زندگی یعنی اثر مرکب. . ........ ...... ...... ........ . ........... ... ................
.
هر روز دارم به این چیزایی که گفتم فکر میکنم
.
ولی هیچی به هیچی
.
 میدونی دیگه حتی روز شدن و شب شدن رو هم نمیفهمم

انگار زمان برای من وایساده

خیلی وقته



.... . .  ... .. . چندساله . . . . .......... . . .......... ...... ...... ...  .. .  .....


.
و من حس میکنم هیچ اراده ای برای انجام هیچی ندارم
.
.
.
.
.
برام دعا کن دوست جان.........

 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 3 )    1   2   3